العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )
230
بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )
هواپرستى شريك كورى است و از اسباب توفيق ايستادن هنگام سرگردانيست ، بهترين دوركنندهى غمها يقين است . سرانجام دروغ پشيمانيست ، سلامتى در راستى است چه دورهائى نزديكتر از نزديك است ، غريب كسى است كه برايش دوستى نباشد بدگمانى دوست ترا نابود نكند ، كسى كه تب كند تشنه مىشود ، هر كس از حق تجاوز كند مسيرش تنگ شود ، هر كس اكتفا كند بمنزلتش باقى بماند برايش ، نيكوخوئيست پاكى ، بهترين دستگيره پرهيز است مطمئنترين وسيله وسيلهى بين تو و خداست ، شادمانت كند كسى كه ترا خوشنود نمايد ، زيادهروى در نكوهش سخت نمايد آتش جدال را . چه بسا بيمارى كه نجات يافت و تندرستى كه در گذشت و گاهى نااميدى وسيله نجات مىباشد ولى آز و طمع سبب تباهى و هلاكت است هر برهنهاى به پاداش نميرسد و نه هر واجبى براستى رساند . چه بسا بينا كه هدفش را اشتباه كند ولى كور براهش برسد چنان نيست كه هر كس بجويد بيابد نه هر كس بترسد نجات پيدا مىكند ، بدى را بتأخير انداز زيرا كه تو هر گاه بخواهى زود مىيابى ، اگر ميخواهى نيكى به تو شود نيكى نما ، يارى كن برادرت را در حالى كه هست ، نكوهش را زياد مكن زيرا كه نكوهش زياد كينه آورد . بر گردان كسى را كه اميد برگشتنش را دارى ، جدائى از نادان رسيدن بخردمند است ، و از كرم است جلوگيرى از سختى ، كسى كه با روزگار دشمنى ورزد نابود مىشود و آنكه انتقام كشد بر او خشم مىكند ، چقدر بلا به ستمگران نزديك است ، نرمى كن به آن كه نيرنگ باز است كه برايش افزون نميشود ، لغزش ناگهانى سختترين لغزش است ، مرض دروغ زشتترين بيماريها است . فساد گروه زيادى را نابود مىكند ، ميانهروى اندك را فراوان كند ،